السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

148

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

بهترين دليل و گواه گويا بر اين باشد كه وى مفهوم سوره را نفهميده و هدف آن را درك ننموده است زيرا بقيهء سوره - يعنى جمله صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ ، غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ « 1 » دلالت مىكند بر اين كه يك‌راه مستقيمى وجود دارد و كسانى كه مورد انعام و بخشش خداوندى قرار گرفته‌اند ، همان راه را پيموده‌اند ، اين راه ، همان راه پيامبران ، درستكاران ، شهدا و مردان نيك مىباشد و باز اين جملات دلالت دارند كه راه‌هاى غير مستقيم و كج و معوجى هم هست و آنان كه مورد غضب خداوندى مىباشند ، آن راه‌ها را در پيش گرفته‌اند و آن راه كسانى است كه در برابر حق ، عناد و لجاجت ورزيده ، آن را انكار مىكنند ، به علت جهل و نادانى از راه هدايت به دور افتاده و در وادى گمراهى قدم برمىدارند . آنان راه هدايت و حقيقت را جست‌وجو و دنبال نكرده‌اند بلكه راه پدران‌شان را انتخاب نموده‌اند و از نياكانشان تقليد و تبعيت كرده‌اند و راهى را رفته‌اند كه آن راه از طرف خداوند براى آنان تعيين نگرديده است . آرى ، كسى كه اين آيه را بخواند و در آن دقت و تدبر كند ، همهء اين مطالب را متذكر مىشود و فكرش به اين نكات عالى و رموز اخلاقى منتقل مىشود كه بايد از مقرّبان و اولياى الهى تأسى نمود و در اعمال ، اخلاق و عقايد از آنان پيروى كرد و از راه افراد متمرد و سركش كه خداوند در برابر اعمالشان بر آنان غضب نموده است ، دورى جست . خوانندهء عزيز ! آيا مىتوان از اين مطالب عالى و حقايق زنده اخلاقى و انسانى كه در لابه‌لاى اين جملات نهفته است ، چشم پوشيد ، همان‌طوركه اين نويسنده خيالباف پنداشته است ، آن‌ها را بىاهميت تلقى نمود ؟ ! معارضه با سورهء كوثر همين نويسنده در معارضه با سورهء كوثر چنين گفته است : « انّا اعطيناك الجواهر ، فصلّ لربّك و جاهر ، و لا تعتمد قول ساحر . » « 2 » اين معارضه از چند جهت باطل و مورد اشكال مىباشد : 1 - خوانندگان عزيز توجه دارند كه اين نويسندهء بىانصاف ! در اين معارضه از نظم و تركيب قرآن تقليد كرده ، تنها الفاظ آن را تغيير داده ، چنين وانمود مىكند كه با قرآن معارضه كرده است .

--> ( 1 ) فاتحه / 7 . ( 2 ) ما به تو جواهر داديم ، تو نيز با صداى بلند نماز بخوان و به گفتار ساحر و جادوگر اعتماد مكن .